متفرقه

نامه من به حمید سپیدنام

بوسیله مهر ۲۹, ۱۳۹۷ 35 نظر

حمید سپید نام

 

جناب آقای حمید سپیدنام

سلام

 

قطعاً در جریان هستید که در چند روز گذشته تقریباً موضوع کنفرانس نوابغ دیجیتال مارکتینگ به یکی از موضوعاتی تبدیل شد که بیشترین حجم پست های شبکه های اجتماعی حداقل در بین دیجیتال مارکتر ها را به خود تخصیص داد. در فضای غیر مجازی هم هرجا که نشستم ، نقل محفل بود داستان این نوابغ !!!

من سعی کردم تا این لحظه با وجود اینکه در خصوص کنفرانس نوابغ ، نظراتی داشتم از اظهار نظر به صورت مستقیم و در قالب یک مطلب خودداری کنم و دلیلم این بود که خودم مستقیم در کنفرانس شرکت نکرده بودم و کم و کیف کنفرانس را از نزدیک و به چشم خودم ندیده بودم. آنچه من در این خصوص گفتم در حد یک یا چند کامنت ذیل پست های اعتراضی بود که خیلی هم مهم نبود.

اما دلیلی که امروز این نامه را برای شما می نویسم مواردی است که با چشم خودم دیدم و خاطرم کمی مکدر شده است و امیدوارم که بتوانم در این نوشته از خط اعتدال خارج نشوم و مطالب را به رشته تحریر درآورم.

ابتدا صلاح می دانم که هدفم از این نوشته را بگویم : معتقدم در اکوسیستم کوچک بازاریابانِ فضای مجازی ، همه ما اگر از نزدیک همدیگر را نشناسیم ، آثار همدیگر را در لینکداین و اینستاگرام دیده ایم یا ملاقات هایی در دورهمی ها یا سمینار ها داشته ایم و به عقیده من حفظ حرمت در فضای همکاری و رقابت از نوع سالم می تواند باعث شود تا این اکوسیستم رشد کند و در نهایت به بلوغ برسد و افرادی که از بیرون به این اکوسیستم نگاه می کنند قضاوت هایی که در شان ما نیست را نداشته باشند. پس هدف من در راستای رشد این نوع از کسب و کار مدرن است و تمایلم به رونق این بازار که همه ما رزق خود را از آن بدست آوریم.

سالها پیش در فیسبوک از هوش شما در برندسازی شخصی نوشته بودم.

در آن نوشته قید کرده بودم که تیستر بودن در دنیا یک تخصص کاملاً حرفه ای در خصوص چرایی طعم ها در صنعت خوراک و چگونگی تاثیر طعم ها در همنشینی با هم است.

و نیز نوشته بودم که بر خلاف معنی درست تیستر بودن ، شما چطور با تولید محتوایی جذاب در زمینه خوراک و رستوران توانسته اید مخاطبین بسیاری را به خود جذب نمائید و ضمناً از تاثیر پذیری کسب و کار شرکت کاسپید از این برند شخصی تعریف ها کرده بودم.

سالها گذشت و شما روش های تولید محتوای خود را تغییر دادید که از آدمی با هوش شما بعید می دانم که بدون فکر و استراتژی بوده باشد. قطعاً رفتار مخاطب خود را شناخته اید و برای او تغییر مسیری دادید.

کنفرانس های پر جمعیت شما با حضور میهمانان خارجی و سخنرانان برجسته را هم هنوز فراموش نکرده ام.

اما اجازه می خوام برگردم به کنفرانس نوابغ دیجیتال مارکتینگ.

من در خصوص کنفرانس هیچ نظری ندارم چون شخصاً حضور نداشتم ولی نظراتی دارم در خصوص شیوه برخورد شما که به چشم خودم دیدم و باورش برای من کمی سخت بود!!! در خصوص این کنفرانس نظراتی در قالب پست توسط عده ای از دیجیتال مارکتر ها تولید شد و متاسفانه شما آنطور که در شان شما و معترضین شما هست پاسخ ندادید.

من تصور می کنم اولاً ارائه یک بیانیه رسمی و در قالبی محترمانه که همه معترضین را نشانه میرفت می توانست راه حل مناسبی باشد برای اعلام نظر. می شد که نظرات را حتی بی ادبانه ترین آنها را شنید و با لحنی محترمانه که در شان خود شماست پاسخی ارائه می شد. قطعاً انچه می ماند جز روسیاهی به دیگ نبود !!! و در این صورت شما بودید که برنده بودید.

متاسفم که دیدم شخصی با ذکاوت شما ، متوجه این نمی شود که میزان فالوور قطعاً سنجه مناسبی برای اینکه کسی نظر بدهد یا ندهد نیست و متاسف تر شدم که دیدم با ادبیات سخفیفی همکاران من و خودتان را با هاپو مقایسه کردید. برادر من ، دوستانی که با هاپوی شما مقایسه شده اند اولاً افرادی هستند که درصد قابل توجهی از آنها دارای علم و متخصص هستند و ثانیاً به دنبال تولید محتوایی نیستند که نظر عوام را جلب کند و احتمالاً در فضای تخصصی به دنبال فالوور هستند و چیزی که کم است فالووری است که به دنبال محتوای تخصصی است و چیزی که زیاد است عوامی هستند که خسته از شکنجه های روزانه دنبال تماشای ویدئوی شاد هستند. مثالی که زدید مع الفارغ است و امیدوارم که به تفاوت دو مقوله کمیت و کیفیت توجه کنید و امیدوارم که بپذیرید هر انسانی فارغ از تعداد فالور یک انسان است که شریف است و حق بی چون و چرای او حرف زدن ، انتقاد کردن و نظر دادن است. امیدوارم که شما هم مثل من به دموکراسی اعتقاد داشته باشید.

معتقدم که یکی از اصول حضور در شبکه های اجتماعی همانطور که ماهیت آن اقتضا می کند ، برقراری روابط اجتماعی است در فضای مجازی. مخاطبینی که از ما مدام تعریف می کنند مصداق شعر به به چه پری عجب بالی است که به درد ما نمی خورند یا بهتر است بگویم باعث رشد ما نمی شوند ! آنکه تعریف می کند که پاسخ نمی خواهد. هنر در شبکه های اجتماعی ایجاد ارتباط با معترضین و همسو کردن آنها و جلب رضایت آنهاست که این ادبیات شما آنها را خشمگینتر هم می کند. بعید می دانم که شما به عنوان یک واینر از قدرت شبکه های اجتماعی بی خبر باشید و ندانید که این روند تولید محتوای اعتراضی به شما می تواند آنقدر ادامه داشته باشد تا محبوبیت شما حتی در بین طرفدارانتان را تحت تاثیر قرار دهد !!!

امیدوارم یک موضوع را هم جنابعالی ، هم معرضین شما که با لحنی درست یا نادرست انتقاد کرده اند در نظر بگیرید و بگیرند ، چطور می شود یک کسب و کار این سطح از مکالمات غیر حرفه ای و غیر مودبانه را ببیند و به آن اعتماد کند تا قراردادی برای اجرا یا مشاوره بازاریابی دیجتال ببندد ؟

خاطرم هست که وقتی کودک بودم با یک رفیق شرطی گذاشته بودیم : خودمان خصوصی مشکل خودمان را حل می کنیم و جلوی پدر و مادر حتی اگر مشکلی وجود داشت بروز نمی دهیم.

آقای سپیدنام و بقیه دوستان معترض ، می شود مودبانه و خصوصی انتقاد کرد و منصفانه نوشت و مودبانه جواب داد. می شود اگر یکی رعایت نکرد وی را با حسن برخورد شرمنده کرد و موضوع را ختم کرد. کودکانه ها را تمام کنیم.

 

یا علی

سامان فائق

۲۹ مهر ۱۳۹۷

 

پ.ن : بهترین مطلبی که در خصوص شما دیدم ، همانی بود که عادل طالبی در کانال تلگرامش در قالب پادکست نوشته بود ، پیشنهاد می دهم گوشش دهید.

پ.ن. : من فقط نوشتم و هیچ ویرایشی در نگارشم نداشتم . ببخشید اگر برخی از عبارت ها مثل این است که بلند بلند فکر کردم.

پ.ن.: اگر دوستی این مطلب را می خواند خوشحال می شوم که نظراتش را بدانم.

سامان فائق

نویسنده سامان فائق

نوشته های بیشتر از سامان فائق

پیوستن به بحث و گفتگو 35 نظر

  • نسترن گفت:

    خیلی عالی مثل همیشه

  • وحید گفت:

    به نظرم ایشون هرچی تعداد فالورهاشون بیشتر شده سطح شعور اجتماعی شون کاهش پیدا کرده
    مقایسه ایشون با جامعه دیجیتال مارکتینگ هم به نظرم نوعی بی احترامی به دوستانی هست که در حوزه دیجیتال مارکتینگ در حال فعالیت هستند

    به نظرم ایشون بهتره خودشون رو با امثال وحید خزایی و داوود هزینه و … مورد سجنش قرار بدن

    • سامان فائق گفت:

      وحید عزیز ضمن اینکه شما رو درک می کنم و ناراحتی شما را میفهمم ولی دقیقاً این نامه را نوشتم تا همگی بیاموزیم که باید ادبیات درستی داشته باشیم حتی برای نقد حتی در اوج عصبانیت

  • Mohammad Amin Yousefi گفت:

    جناب فائق بزرگوار،

    در کسوت استادی بسیار بر حق و درست افکارتان را به رشته تحریر درآورده‌اید، اما می‌خواستم به عنوان خردترین خرد در جامعه مارکترها علت تقریر افکار خویش را بازگو کنم، جناب فائق عزیز متاسفانه هر ساله در کشورمان موجی از سمت‌های پر زرق و برقی ایجاد می‌شود که بیشتر نام آن مورد توجه قرار می‌گیرد تا موارد استفاده از آن. من و دوستانم هر ساله شاهد سو‌استفاده افرادی با استفاده از این عناوین هستیم که به یمن مطالعه کم و زودباوری هموطنانمان خود را به کذب استاد، پدر علم و … می‌نامند و با برگزاری همایش‌های بزرگی، سود زیادی کسب می‌کنند. متاسفانه این اتفاق امروز هم در حال تکرار است و با تاسف بیشتر این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که اساتید واقعی و بر حق این علم یا در این همایش‌ها حاضر نیستند و یا فقط به عنوان مدعو در این رویدادها حضور پیدا می‌کنند. نگرانی بزرگ ما از خروجی این گونه رویدادهاست، همانطور که مستحضر هستید افرادی که از این رویدادها خارج می‌شوند علم چندان و درخوری را فرانگرفته‌اند لیکن با اظهار نظرات مبتنی بر دانش کم و تصمیمات اشتباه برگرفته از آن بازار کار را متشنج و اعتمادی که همکاران و اساتید بنده با تلاش ایجاد کرده‌اند را تباه می‌سازند به همین علت این نوشته‌ها را نه اعتراضی به فرد خاص بلکه تلاشی برای نجات این علم می‌بینم و همانگونه که از نوشته‌هایم مبرهن است هدفم نه تخریب بلکه روشنگری بوده است.

    امیدوارم توانسته باشم در کسوت شاگردی خرد افکارم را به درستی به رشته تقریر درآوررم.

    ارادتمند شما،
    امین یوسفی

    • سامان فائق گفت:

      امین عزیز
      نه شما در جایگاه شاگرد هستی که قطعاً دانش بالایی دارید نه من در کسوت استادی که هنوز و هر روزه در حال یادگیری هستم. به نوشته شما کاملاً احترام میگذارم و معتقدم که باید حتماً کاری در این خصوص انجام دهیم و خودمان بخشی از روشنگری را از برگزار کنندگان همایش ها بخواهیم و یاد بگیریم که القاب را بدون تحقیق نپذیریم.

  • سلام. ممنون خوب بود سامان عزیز

  • جناب فائق، محبت دارید.

    درباره آقای سپید نام به نظر من، ایشان در حوزه برندینگ مستر تیستر بسیار جالب عمل کردند و بسیار موفق بودند. در شبکه های اجتماعی کارهای بسیار خوبی از ایشان دیده ایم و تعداد رستوران هایی که با حضور ایشان توانسته اند به کار خود رونق بدهند و راضی هستند، کم نیستند.

    اما من هم مثل شما این ادبیات را چه از سوی منقدین و چه از جانب دوستان نپسندیدیم.

    • سامان فائق گفت:

      جناب آقای طالبی عزیز
      اول که باعث افتخار هست که در سایتم پیامی از شما دارم – بله من در بخشی که ایشون زحمت کشیده اتفاقاً هیچ نکته منفی ندارم ولی گاهی باید حواسمان به جایگاهی که از آن صحبت می کنیم باشیم و از اون مهم تر باید که به ادبیاتی که با آن سخن می گوییم دقیق باشیم. ممنون از محبت جنابعالی بابت پیام شما

  • حمید کلهر گفت:

    خیلی عالی و منطقی بود

  • چند ماه پيش شركت تحقيقات بازار TMBA پروژه اى رو با نام جايگاه ذهنى سلبريتى ها در هر شبكه و رشته اى در سطح شهر تهران انجام دادند كه نتايج جالبى رو در پى داشت.
    اول اينكه تمام كسانى كه مردم در لحظه اول از محبوب ها نوشتند بازيگران و ورزشكاران بودند و در بخش منفورها تمامِ به اصطلاح شاخ هاى مجازى رو ميشناختن و نام ميبردند كه نشون از اين داشت تعداد فالوور دليل بر محبوبيت نيست و فقط وسيله اى هستند براى اينكه چند لحظه اى به حركات و اعمال اين عزيزان نگاه كنند و به قول شما از مسايل و مشكلات فرار كنن
    سپاس
    عالم عامل عاشق باشيم

    • سامان فائق گفت:

      ممنون از شما هستم – البته ما چیزی تحت عنوان گیلتی پلژر داریم که در این سرفصل میشه متوجه شد که گاهی افراد چیزی را که نکوهش می کنند عمیقاً اعتقاد به رد آن ندارند ولی درست فرمودید این موضوع در بخشی از فرار از مشکلات به ما کمک می کند. ممنون از پیام شما

  • برزین وزیری گفت:

    ممنون از دیدگاه منطقی و خوب شما. به نظر من آقای سپیدنام در ۲ سال اخیر (شاید کمی کمتر یا بیشتر) از مسیر درست خود فاصله گرفته است و این ادبیات سخیف هم (به فهم من) متاسفانه طبعات این انحراف از مسیر بوده است.

  • ADROIT گفت:

    سلام و عرض ادب خدمت شما و جناب طالبی عزیز و بقیه دوستان. خیلی متن پربار و درست و آموزنده ای بود نه برای جناب سپیدنام بلکه برای همه ما. بنده از طریق آقای عادل طالبی با شما آشنا شدم و از این بابت خرسندم با تیم با اخلاق و بی ریا و پر پیمونه ای روبرو شدم که چیزهای زیادی یاد میگیرم. ممنون

  • پیام گفت:

    با سلام بر دوست عزیز

    سخن شما دوست عزیز را خواندم و از آنجا که متاسفانه بنده هم به نوعی درگیر این مصائب در حوزه کاری خود هستم خواستم کلامی چند حتی دردودل گونه در این خصوص با شما و سایر عزیزان در میان بگذارم و معتقدم که که از ماست که بر ماست!!
    پیش از هر چیز باید اعلام کنم که بنده علی رغم تحصیلات آکادمیک PhD در حوزه بازاریابی، اما منطبق بر ترند جهانی بزرگان علم بازاریابی ، بنده حقیر نیز سعی کردم در یک زمینه خاص از فیلد بازاریابی تلاش نموده و تنها و تنها در همان حوزه وارد مباحث علمی گردم ولاغیر…
    متاسفانه با شما و سایر عزیزان به لحاظ فیلد تخصصی در یک راستا نیستم اما درد مشترک دارم و همین درد مشترک باعث گردید که در این فضای متعارف انتقادی در خصوص فضای بازاریابی این روزها کلامی چند بازگو نمایم.
    بنده هم مشابه شما در این کنفرانس به اصطلاح نوابغ !!! حضور نداشتم اما نام هایی را دیدم که نابغه بودند ولی نه نابغه علمی که نابغه کلاّشی در این بازار پر تلاطم آموزشی.
    متاسفانه بازار امروز آموزشی ما محلی شده برای نام هایی که از شیر مرغ تا جون آدمیزاد اظهار فضل نموده و چه غلط های علمی و اشتباهات فاحشی را به خورد مخاطبان بی گناه خود می دهند. افرادی که گول نام و آوازه دروغین این افراد را خورده و هزینه های گاه گزافی را برای کسب علم می کنند اما غافل از اینکه خانه از پای بست ویران است . نام هایی که نه تنها دانش لازم را ندارند بلکه از پایه آکادمیک لازم نیز برخوردار نیستند. و به خود لقب های پدر ، استاد، دکتر ، نابغه، مشاور ارشد در کلیه امور دنیا و یاهو و گوگل و … می دهند و کجاست آن سازمانی که دروغ های فاحش این عزیزان را برملا کند؟!!
    متاسفانه ما در کشوری زندگی می کنیم که شومن بازی حرف اول را در مباحث آموزشی زده و البته بسیار هم خدمات پرطرفداریست … از سوی دیگر موسسات ریز و درشت آموزشی کشور با حداقل استانداردها اقدام به صدور مدارک مختلف DBA و امثالهم نموده که بازار داغی را برای دکترهای تقلبی رقم زده است.
    امروز در یک کلاسی گلایه می کردم از اینکه چرا نیست یک سازمان ممیزی که برای مدرسی و استادی این بازار تجاری آموزشی، مراحل ممیزی را اعمال نموده تا هر نابغه ای ؟؟!!! به راحتی نتواند با شعور مخاطب خود با عنوان کلاس داری و توسعه دانش بازی کند و خود را استاد و پدر و غیره بنامد…
    و چرا شما بزرگوارانی که از بخشی از دانش این دنیای عظیم علم برخوردارید حاضرید از اشتباهات فاحش این کلاّش های آموزشی گذشت کرده و ذهن مخاطبان را نسبت به این عزیزان شومن شفاف نمی کنید.
    و باز اندیشیدم که متاسفانه از ماست که بر ماست ….

    • سامان فائق گفت:

      ممنون از نوشته شما – من ایده ای از نوشته شما به ذهنم رسید تا بتوانیم یک پلتفرم تدارک ببینیم که تمام قابلیت رنکینگ داشته باشه و از عملکرد ما در طول زمان بازخورد هایی را نمایش بده و نتیجه این موضوع بشود یک پلتفرمی که نظر شاگردین قدیم و همکاران در اون منعکس بشه

      • پیام گفت:

        با سلام مجدد
        بنده با هر نوع پیشنهادی که بتواند این فضای مبهم و دروغین را شفاف نموده و اندیشمند و استاد را از متقلب و کلّاش در امر آموزشی متمایز نماید موافقم و حاضر به همکاری

  • الناز گفت:

    کاش همه میتونستن مثل این نوشته مشکلاتشون رو مثل آدم های عاقل و بالغ حل کنن. نه با توهین و نیش و کنایه و تیکه …

    • سامان فائق گفت:

      ممنون از شما – انشا الله

    • مستر مکس گفت:

      آخه با اون شرکتشون خیلی کلاهبرداری میکنن و آخر یه نفر چندین میلیون هزینه کرد یه سایت زده بود ، کاسپید ریویو. جالب بود سپیندام و کاظمی رو تشبیه کرده بود به گربه نره و روباه مکار.

  • Hana گفت:

    با عرض سلام
    یک شعری از امیر خسرو دهلوی هست که بسیار تامل برانگیز و میگه ؛
    غره مشو ز جاه مجازی به اعتبار
    کاین جاه را به نزد خدا اعتبار نیست !
    خوبه که انسان هرچه به موفقیت های بیشتری میرسه افتاده تر و فهمیده تر و با متانت تر برخورد کنه نه اینکه با اتکا به فالوورهایی که به خودشون هم وفادار نیستن احساس غرور کنه و از اینکه انتقاد متخصصین علم دیجیتال مارکتینگ رو به گستاخانه ترین شکل ممکن جواب داده حس قهرمان بودن داشته باشه.
    ضمن اینکه فالوور ها اگر میخواستن به کسی اعتبار بدن الان امیر تتلو باید کنسرت های استانبول رو آباد میکرد!!!
    مَثَل اون فالوورها هم دقیقا مَثَلِ؛ به رنگ لباست نناز که آخرش کفن است و به کسی وفا نکرده که ایشون دومیش باشن .
    همونایی که بالا میبرنشون همونا هم میتونن به قهقرا ببرن !!!

  • حرف حساب جواب نداره برادر احسنت به شیوایی گفتار و منطق ترسیم نوضوع و بیان نکات شما…
    زیاده روی از هر نوعش نکوهیده خواهد بود.

  • محمد بهکام گفت:

    درود جناب فائق، من بهکام هستم که در کارگاه تولید محتوای مشهد، از حضور شما بهره بردم،(اگه یادتون باشه)
    در مورد این رویداد اطلاعات زیادی ندارم و نمیدونم چه اتفاقی افتاده، ولی برداشتی که فارغ از این رویداد برام روشن هست، سیستم عملکرد امثال آقای حمید سپیدنام، اصلاً به دیجیتال مارکترها نمیمونه و بیشتر به واینرهای زرد و چیپ اینستاگرام (و کلا فضای مجازی) ، میمونه!!
    به نظر من عملکردهای اینچنینی با توجه به قدرت تأثیرگذاری (متأسفانه) این واینرها، تعاریف عوام رو از دیجیتال مارکتینگ ، به شدت تحت تأثیر قرار میده و این فضای نوپا و پراهمیت رو به شدت مسموم میکنه.
    و از امثال شما و بقیه بزرگترهای این حوزه، تقاضا دارم که با مخاطب قرار دادن اینچنینی (با ذکر نام) این افراد، به بزرگتر شدنشون و در نتیجه مسموم‌تر شدن این حوزه، کمک نکنید.

    پ ن: به زعم من شما موقع نوشتن این متن برای اظهار نظر، خیلی خودداری کردید و مخالف اینم که اینقدر محافظه‌کار و لایت با این قضیه برخورد کردید.
    اگه چند نفر از بزرگ‌ترهای این حوزه، سفت‌تر برخورد میکردن، شاید کار به اینجا نمی‌رسید؛

    پ ن۲: بهرحال بازم از اینکه منفعل عمل نکردید ولو با نوشتن همین نامه‌ی محافظه‌کارانه، خوشحالم و به عنوان یکی از نوپاهای این حوزه، از شما سامان فائق عزیز تشکر می‌کنم.
    🙏🌹

    • سامان فائق گفت:

      ممنونم محمد عزیز از پیامت – البته که من محافظه کارانه ننوشتم و سعی کردم ادبیات نقد را کمی رعایت کنم

  • کامیار گفت:

    برای این که بفهمید چقدر حرف هایی که میزنه بر اساس دانش غذا هاست توجهتون رو به این فیلم جلب می کنم:

    https://www.instagram.com/p/BldqJ1yhH3A/?taken-by=mr.h.u.n.t.e.r

  • به نظر من حمید سپیدنام، تتلو و ایرج ملکی در یک دسته قرار دارن، افرادی که در حوزه‌ای که توش معروف شدن عالی نیستن، خوب هم نیستن، معروف شدن چون عجیبن! مردم تو شبکه‌های اجتماعی بیشتر از هر چیزی به محتواهای عجیب و غیرطبیعی واکنش نشون میدن.
    نکته مشترک دیگه اینها اینه که ادا درنمیارن، آدمای کم عقل ولی یکرویی هستن، خود واقعیشون رو راحت نشون میدن.

  • افسانه گفت:

    از اینکه بی تفاوت از کنار این موضوع که مطمئنا به حوزه دیجیتال مارکتیگ آسیب میزنه، نگذشتید، سپاسگذاری میکنم.

  • مستر مکس گفت:

    🎖🎖🎖🎖🎖
    عرض ادب خدمت همه دوستان.

    🚫بنده خاطره بدی از مستر تیستر دارم.
    نمیدونم چرا این آدم رو باهوش خطاب میکنید.🚫

    بخونید لطفا

    دو سال پیش آقای سپیدنام و کاظمی رو در یک جلسه ای ملاقات کردم که قرار بود برای یک کارخونه دستمال کاغذی سایت بزنن و من هم از طرف پسر صاحب کارخونه که دوستم بود، برای صحبت تخصصی با این دو نفر دعوت شده بودم ولی متاسفانه ۸۰ درصد وقت جسله رو عکس و ویدو نشون دادن که کجا غذا خوردن و ۲۰ درصد وقت جلسه رو با فریادهای زشت و کریح خندیدن فقط چون صاحب کارخونه گفت یه نمونه ای چیزی از سایت نشونمون بدید ببینم چه شکلی میشه.
    اونا هم دوتایی جیییغ و داااد میزدن و مخندیدن که مگه دفه اولمون سایت میزنیم؟
    نهایتا هم سایت یه میلیونی رو گفتن ۳۴ میلیون تومن بدید و دیگه کاری نداشته باشید.
    درضمن بنده سالها آمریکا و انگلیس زندگی کردم، توی اون جلسه متوجه شدم این آقایی که میگه متولد انگلیس هست، اندازه یه بچه ایرانی هم انگلیسی بلد نیست.
    واقعا متاسفم که با کمال پررویی میگفت
    ” من گوگل رو دور زدم و رایگان تبلیغ میزنم تو گوگل ”
    و
    ” گوگل من رو به عنوان نماینده ایران انتخاب کرده ”
    خنده دار هم اینجا بود که عکس کارت ویزیت مستر تیستر، یه آدم بود با لباس مک دونالدز و یه سینی مرغ کنتاکی که خود مک دونالد میدید میمرد از خنده.
    ولی خدایی خودش هم گفت تازه شروع کردم و فرق مرغ و ماهی رو نمیدونم، فقط میرم رستوران غذا میخورم، پول بدن خوب مینویسم، پول ندن بد مینویسم. همین

نظرتان را بگویید