سامان فائق توسعه دهنده کسب و کار

نامه من به حمید سپیدنام

 

جناب آقای حمید سپیدنام

سلام

 

قطعاً در جریان هستید که در چند روز گذشته تقریباً موضوع کنفرانس نوابغ دیجیتال مارکتینگ به یکی از موضوعاتی تبدیل شد که بیشترین حجم پست های شبکه های اجتماعی حداقل در بین دیجیتال مارکترها را به خود تخصیص داد. در فضای غیر مجازی هم هرجا که نشستم، نقل محفل بود داستان این نوابغ!!!

من سعی کردم تا این لحظه با وجود اینکه در خصوص کنفرانس نوابغ، نظراتی داشتم از اظهار نظر به صورت مستقیم و در قالب یک مطلب خودداری کنم و دلیلم این بود که خودم مستقیم در کنفرانس شرکت نکرده بودم و کم و کیف کنفرانس را از نزدیک و به چشم خودم ندیده بودم. آنچه من در این خصوص گفتم در حد یک یا چند کامنت ذیل پست های اعتراضی بود که خیلی هم مهم نبود.

اما دلیلی که امروز این نامه را برای شما می نویسم مواردی است که با چشم خودم دیدم و خاطرم کمی مکدر شده است و امیدوارم که بتوانم در این نوشته از خط اعتدال خارج نشوم و مطالب را به رشته تحریر درآورم.

ابتدا صلاح می دانم که هدفم از این نوشته را بگویم: معتقدم در اکوسیستم کوچک بازاریابانِ فضای مجازی، همه ما اگر از نزدیک همدیگر را نشناسیم، آثار همدیگر را در لینکداین و اینستاگرام دیده ایم یا ملاقات هایی در دورهمی ها یا سمینار ها داشته ایم و به عقیده من حفظ حرمت در فضای همکاری و رقابت از نوع سالم می تواند باعث شود تا این اکوسیستم رشد کند و در نهایت به بلوغ برسد و افرادی که از بیرون به این اکوسیستم نگاه می کنند قضاوت هایی که در شان ما نیست را نداشته باشند. پس هدف من در راستای رشد این نوع از کسب و کار مدرن است و تمایلم به رونق این بازار که همه ما رزق خود را از آن بدست آوریم.

سالها پیش در فیسبوک از هوش شما در برندسازی شخصی نوشته بودم.

در آن نوشته قید کرده بودم که تیستر بودن در دنیا یک تخصص کاملاً حرفه ای در خصوص چرایی طعم ها در صنعت خوراک و چگونگی تاثیر طعم ها در همنشینی با هم است.

و نیز نوشته بودم که بر خلاف معنی درست تیستر بودن، شما چطور با تولید محتوایی جذاب در زمینه خوراک و رستوران توانسته اید مخاطبین بسیاری را به خود جذب نمائید و ضمناً از تاثیر پذیری کسب و کار شرکت کاسپید از این برند شخصی تعریف ها کرده بودم.

سالها گذشت و شما روش های تولید محتوای خود را تغییر دادید که از آدمی با هوش شما بعید می دانم که بدون فکر و استراتژی بوده باشد. قطعاً رفتار مخاطب خود را شناخته اید و برای او تغییر مسیری دادید.

کنفرانس های پر جمعیت شما با حضور میهمانان خارجی و سخنرانان برجسته را هم هنوز فراموش نکرده ام.

اما اجازه می خوام برگردم به کنفرانس نوابغ دیجیتال مارکتینگ.

من در خصوص کنفرانس هیچ نظری ندارم چون شخصاً حضور نداشتم ولی نظراتی دارم در خصوص شیوه برخورد شما که به چشم خودم دیدم و باورش برای من کمی سخت بود!!! در خصوص این کنفرانس نظراتی در قالب پست توسط عده ای از دیجیتال مارکتر ها تولید شد و متاسفانه شما آنطور که در شان شما و معترضین شما هست پاسخ ندادید.

من تصور می کنم اولاً ارائه یک بیانیه رسمی و در قالبی محترمانه که همه معترضین را نشانه میرفت می توانست راه حل مناسبی باشد برای اعلام نظر. می شد که نظرات را حتی بی ادبانه ترین آنها را شنید و با لحنی محترمانه که در شان خود شماست پاسخی ارائه می شد. قطعاً انچه می ماند جز روسیاهی به دیگ نبود!!! و در این صورت شما بودید که برنده بودید.

متاسفم که دیدم شخصی با ذکاوت شما، متوجه این نمی شود که میزان فالوور قطعاً سنجه مناسبی برای اینکه کسی نظر بدهد یا ندهد نیست و متاسف تر شدم که دیدم با ادبیات سخفیفی همکاران من و خودتان را با هاپو مقایسه کردید. برادر من، دوستانی که با هاپوی شما مقایسه شده اند اولاً افرادی هستند که درصد قابل توجهی از آنها دارای علم و متخصص هستند و ثانیاً به دنبال تولید محتوایی نیستند که نظر عوام را جلب کند و احتمالاً در فضای تخصصی به دنبال فالوور هستند و چیزی که کم است فالووری است که به دنبال محتوای تخصصی است و چیزی که زیاد است عوامی هستند که خسته از شکنجه های روزانه دنبال تماشای ویدئوی شاد هستند. مثالی که زدید مع الفارغ است و امیدوارم که به تفاوت دو مقوله کمیت و کیفیت توجه کنید و امیدوارم که بپذیرید هر انسانی فارغ از تعداد فالور یک انسان است که شریف است و حق بی چون و چرای او حرف زدن، انتقاد کردن و نظر دادن است. امیدوارم که شما هم مثل من به دموکراسی اعتقاد داشته باشید.

معتقدم که یکی از اصول حضور در شبکه های اجتماعی همانطور که ماهیت آن اقتضا می کند، برقراری روابط اجتماعی است در فضای مجازی. مخاطبینی که از ما مدام تعریف می کنند مصداق شعر به به چه پری عجب بالی است که به درد ما نمی خورند یا بهتر است بگویم باعث رشد ما نمی شوند! آنکه تعریف می کند که پاسخ نمی خواهد. هنر در شبکه های اجتماعی ایجاد ارتباط با معترضین و همسو کردن آنها و جلب رضایت آنهاست که این ادبیات شما آنها را خشمگینتر هم می کند. بعید می دانم که شما به عنوان یک واینر از قدرت شبکه های اجتماعی بی خبر باشید و ندانید که این روند تولید محتوای اعتراضی به شما می تواند آنقدر ادامه داشته باشد تا محبوبیت شما حتی در بین طرفدارانتان را تحت تاثیر قرار دهد!!!

امیدوارم یک موضوع را هم جنابعالی، هم معرضین شما که با لحنی درست یا نادرست انتقاد کرده اند در نظر بگیرید و بگیرند، چطور می شود یک کسب و کار این سطح از مکالمات غیر حرفه ای و غیر مودبانه را ببیند و به آن اعتماد کند تا قراردادی برای اجرا یا مشاوره بازاریابی دیجتال ببندد؟

خاطرم هست که وقتی کودک بودم با یک رفیق شرطی گذاشته بودیم: خودمان خصوصی مشکل خودمان را حل می کنیم و جلوی پدر و مادر حتی اگر مشکلی وجود داشت بروز نمی دهیم.

آقای سپیدنام و بقیه دوستان معترض، می شود مودبانه و خصوصی انتقاد کرد و منصفانه نوشت و مودبانه جواب داد. می شود اگر یکی رعایت نکرد وی را با حسن برخورد شرمنده کرد و موضوع را ختم کرد. کودکانه ها را تمام کنیم.

 

یا علی

سامان فائق

۲۹ مهر ۱۳۹۷

 

پ.ن : بهترین مطلبی که در خصوص شما دیدم، همانی بود که عادل طالبی در کانال تلگرامش در قالب پادکست نوشته بود، پیشنهاد می دهم گوشش دهید.

پ.ن. : من فقط نوشتم و هیچ ویرایشی در نگارشم نداشتم . ببخشید اگر برخی از عبارت ها مثل این است که بلند بلند فکر کردم.

پ.ن.: اگر دوستی این مطلب را می خواند خوشحال می شوم که نظراتش را بدانم.

 

احسان گفت:
توی لینکدین از سرشناسای منفوره