مدل ذهنی مقیاس پذیر

من در منابع داخلی و بین‌المللی، از قول افراد بزرگ در اکوسیستم استارت‌آپی، تعاریف مختلفی از استارت‌آپ ها را خوانده‌ام. آنچه در اکثریت این تعاریف وجه مشترک است، تاکید و اشاره به مقیاس‌پذیر بود یا همان Scalable  بودن است و معنی آن این است که کسب و کار باید بتواند در مقیاس های بزرگ قابل اجرا باشد.

در باب مقیاس‌پذیری ایده‌ها و نکات فراوانی نوشته شده و توضیحات فراوانی در این خصوص داده شده است. احتمالاً با گشتی در اینترنت، می‌توانید به راحتی با انواع مدل‌های مقیاس پذیر و قابل گسترش آشنا شوید.

 

آنچه در این مطلب نوشتم، درباره مدل‌های ذهنی مربوط به مقیاس پذیری است که بنیانگذاران استارت‌آپ ها باید در خود ایجاد نمایند.  به همین دلیل، ۳ نکته کلیدی که به ذهن من رسید را ذیلاً برای شما می‌نویسم و اذعان می‌کنم که به جز این موارد، نکات بسیار دیگری هست که به این توان، یعنی داشتن ذهن مقیاس پذیر کمک می‌کند.

 

رها کردن

 

برای شکار و زنده‌گیری میمون، معمولاً در سوراخی که دست میمون به راحتی از آن می‌گذرد یک گردو می‌گذارند. میمون با کنجکاوی دست خود را در سوراخ می‌کند و گردو را در مشت می‌گیرد و دیگر دستش از سوراخ بیرون نمی‌آید. جالب اینجاست که تا آخرین لحظه هم میمون تمایلی به رها کردنش ندارد و به همین دلیل زنده‌گیری می‌شود. در واقع تله میمون (Monkey Trap)، یک تله ذهنی است.

بنیانگذاران استارت آپ ها باید بیاموزند که:

  • روش‌های خود را گاهی رها کنند و به این باور برسند که همیشه فکرشان بهترین نیست.
  • موضوع ورود به هر مسئله کوچک در سازمانشان را رها کنند و به مسائل مهمتر برسند.
  • وسواس در اجرای عالی کارها را رها کنند و سرعت را جایگزین کنند.

و باید بیاموزند هر تله ذهنی و باوری که باعث می‌شود تا از سرعت بالای پیشروی عقب بمانند را رها کنند و به رشد و بزرگ شدن برسند. گاهی با وجود اینکه همیشه به کیفیت محصول و خدمات مشتریان توصیه کردم، ولی احساس می‌کنم حتی این موضوع نیز یک تله ذهنی است که باید برای گسترش از آن بگذریم و تنها مشتریانی که همینطور و با وضعیت خدمات موجود در کنار ما خوشحال هستند را با خودمان به سفر پیشرفتمان ببریم.

 

 

 

آینده نگری

در پاراگراف قبلی عرض کردم که باید موارد خرد را رها کنید و موارد را به همکارانتان بسپارید. فقط باید در نظر داشته باشید در صورتی که فرهنگ آینده نگری و این نوع بینش در سازمانتان جا افتاده باشد است که رها کردن می تواند موفق باشد.

مراقب باشید که خودتان نگویید (حتی اینطور فکر نکنید) که حالا انجام بده، بعداً که مشتریان زیاد شدند درستش می‌کنیم!!! این مدل ذهنی کار نمی‌کند. درست در لحظه‌ای که گسترش پیدا کردید، نیاز به زیر ساختی دارید که موجود نیست و همین موجب شکستان خواهد شد. باید آینده‌نگری داشته باشید و با وسعت دید، چندین حرکت را جلوتر پیش‌بینی کنید و تدارک آن شرایط را دیده باشید.

صد البته که در اجرای زیر ساخت فنی، احتمالاً آن را پیاده‌سازی خواهید کرد ولی منظور من مدل های ذهنی است که آینده نگر هستند. باید این نوع نگرش در سازمان شما جاری باشد.

 

فضیلت‌های اخلاقی

من تعداد بیشماری استارت‌آپ و بنیان‌گذارانشان را دیدم که بعد از جذب سرمایه اولیه دیگر خدا را بنده نیستند. از زاویه‌ای نگاه می‌کنند که انگار تمام دنیا را فتح کرده‌اند. مغرور می‌شوند و گوششان دیگر نمی‌شنود. پشتکارشان را از دست می‌دهند و خیلی از کارها را در سطح خود نمی‌بینند.

اگر ذهنتان به شما بگوید که برای مقیاس پذیری انتهایی هست، قطعاً که آمادگی مدیریت بر یک کسب و کار مقیاس پذیر را ندارید.

 

در انتها اگر بخواهم جمع بندی کنم، مقیاس پذیر بودن تنها به انتخاب پلتفرم و ساختاری قابل توسعه بر نمی‌گردد و رهبران سازمان‌هایی که برای آینده ای بزرگ فکر می‌کنند باید ظرفیت‌های آن را در خود ایجاد نمایند.

 

سامان فائق