کالای ایرانی یا کالای خارجی؟

این روزها تبلیغات گسترده ای در فضای مجازی مشاهده می شود که نشان می دهد کالای ایرانی بخرید تا برای هموطنان خودمان اشتغال ایجاد شود ولی آیا این موضوع فارغ از احساسات میهن دوستانه درست است یا خیر؟

 

 

از بزرگی شنیدم که ذکر مثال بهترین روش برای انتقال مفهوم است لذا چند مثال عینی که احتمالاً قبلاً درباره آنها شنیده اید را ذکر می کنم:

۱- سالهاست که با بالا نگه داشتن عوارض گمرکی مبلغ فروش خودرو های با کیفیت خارجی چندین برابر قیمت واقعی آنهاست. سنگ اندازی های اداره استاندارد هم برای بهترین و با کیفیت ترین خودرو های اروپایی این روز ها نقل محافل مجازیست. تمامی این رویکرد برای حمایت از خودرو سازان داخلیست. ولی این حمایت بی دریغ باعث شده محصولات داخلی بشود پراید و مشتقات بی قواره اش و ۴۰۵ که تولیدش به دهه ۸۰ میلادی بر می گردد و مشتقاتش که روزانه اخبار و اعتراضات فراوانی از آنها دیده می شود.

در سال ۲۰۰۲ در کشور کره جنوبی بودم و خاطرم هست که بجز خودروی کره ای در شهر ، خودروی دیگری نمیدیدم و متوجه شدم که عوارض گمرکی برای خودرو های وارداتی در آن سال در کره ، تا چندین برابر قوانین فعلی عوارض گمرکی کشورمان بالا بود با یک تفاوت ، دولت گفته بود برای مدتی این عوارض پابرجاست و کارخانجات باید خودشان را به روز کنند و از تکنولوژی روز بهره ببرند تا بتوانند رقابت کنند. نتیجه این شد که خودرو سازی های کره نه تنها در کره ماندند بلکه با پیشرفت عالی به صادرات چشم گیر هم دست یافتند.

۲- مثال بعدی از اقلام روزمره مصرفی ماست. پیراهنی را خریداری میکنید که رویش نوشته تولید ایران ، پس از دو مرتبه شستشو یقه پیراهن کج و آستین ها کوتاه می شود ، مبلغی هم که پرداخت می کنید احتمالاً ۷۰ هزار تومان است در صورتی که پیراهن ترکی خریداری کردم که احتمالاً قیمتش ۳ برابر کالای ایرانی بود و الان بعد از ۲ سال کماکان بعد از شستشو مانند روز اول است. این دو نمونه را با هم مقیاس بزنید ، قیمت تمام شده مصرف در نمونه اول ایرانی به ازای هر بار به تن کردن تقریباً حدود ۱۰ الی ۱۲ هزار تومان است و در نمونه دوم ساخت ترکیه احتمالاً این رقم به صفر میل می کند.

قطعاً مشتری به یک چیز می اندیشد و آن ارزش کالاست نه قیمت آن. پولی که خرج میکند باید حتماً به صرفه باشد و برای وی حداکثر استفاده از مبلغ پرداختی اش را ضمانت کند.

اما مشکل کجاست؟ متاسفانه تولید کنندگان ایرانی به دلایلی از جمله نرخ تورم، عدم تطابق سود با مبلغ سرمایه گذاری و هزینه های سرسام آور تولید، مشکلات مختلفی از جمله بیمه و مالیات و هزینه های زیر میز و روی میز نمی توانند بودجه ای برای افزایش کیفیت خود در نظر بگیرند و در این بخش روز به روز عقب نشینی می کنند. همین عامل باعث رویارویی با موضوع عدم استقبال می شود.

باید حق را به چه کسی داد؟ به خریدار یا فروشنده؟

از این منظر نگاه کنید: شما برای پولتان زحمت کشیده اید و قطعاً تمایل دارید که بیشترین نتیجه را از مبالغ پرداختی خود حاصل کنید و این امری کاملاً طبیعی است. پس قطعاً هیچ سرزنشی متوجه مشتری نیست که می خواهد بیشترین بهره را از پولش داشته باشد.

نظر شخصی من این است: برخلاف جنبه انسانی و رحم و ترحم برای تولید کننده داخلی، باید بدانیم که تجارت بی رحم است و کسی در بازار باقی خواهد ماند که قوی تر باشد و خروجی بهتر و باکیفیت تر و ارزنده تری داشته باشد. حمایت را بردارید تا این چرخ به صورت طبیعی بچرخد نه اینکه ما مدام در حال هُل دادن باشیم.

اما منظور من از نوشته های بالا این نبود که کالای ایرانی نخرید، منظور من این بود کالای با کیفیت و ارزش منطقی بخرید، می خواهد ایرانی باشد یا چینی یا ترکیه ای یا اروپایی.